تبليغاتX
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود -

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

چقدر سایه داشتن خوب است؛کاش جای درختی می بودم

 

در حیاط بی حصار خانه ی من

 

سگها انقدر آزادی دارند تا توله هایشان را بلیسند

 

می دانی چیست؟

 

به نظر می رسد که زندگی مشکل نیست , بلکه مشکلات زندگی اند

 

می بینی؟

 

می بینی به چه روزی افتادم!

 

حق با تو بود

 

می بایست می خوابیدم

 

اما به سگها سوگند

 

که خواب کلک شیاطین است تا از شصت سال عمر

 

سی سالش را به نفع مرگ ذخیره کند

 

می شود به جای خواب به :

 

ریل ها

 

و کفش ها

 

و چشمها فکر کرد

 

و نتیجه گرفت که

 

باوفاترین جفت های عالم

 

کفشهای آدمیان اند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط کویر تف زده  |