آه ، اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی ماند
سالیان بسیار نمی بایست
دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است
که حضور انسان، آبادانی است
<<احمد شاملو>>
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط کویر تف زده
|
سنگ می کشم بر دوش
سنگ الفاظ
سنگ قوافی را
و از عرقریزان غروب
که شب را در گود تاریکش , می کند بیدار
و قیراندود می شود رنگ
در نابینایی تابوت
و بی نفس می ماند آهنگ
در هراس انفجار سکوت
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط کویر تف زده
|



آغا جان یکی اینو برای من تفسیر بکنه ؛ البتته این توحین نیستا 
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط کویر تف زده
|